كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

50

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

بنابه عنوانى كه داشتند ، فرمانده 100 سرباز بودند ، اما دسته‌اى 50 تا 60 نفرى داشتند . يك ده‌باشى كسى است ، كه ده سرباز در اختيار دارد . پنجاه‌باشى ، پنجاه سرباز ، يوزباشى ، صد سرباز ، پانصدباشى ، پانصد سرباز و مين‌باشى ، هزار سرباز . مين‌باشىها تحت فرمان يك سلطان هستند و سلطان تحت فرمان يك خان . معروف است ، كه تاتارها حاكم خود را خان و تركها حاكم خود را سلطان مىنامند . ازاين‌روى به نظر مىرسد ، كه حكام مغرور ايرانى ، كه خودشان راه شاه و حتى پادشاه مىناميدند ، به افراد بلندپايهء خود عنوان افتخارى خان و سلطان داده‌اند ، تا خودشان را ، كه فرماندهء تعداد زيادى خان و سلطان بودند ، در چشم رعيتشان بزرگتر جلوه بدهند « 1 » . وقتىكه از جلوى چادر امير گونه خان « 2 » مىگذشتم ، به داخل چادر و نشستن دعوت شدم . در داخل چادر ، سردار روى فرش‌هاى عالى ، كه سطح

--> ( 1 ) . فريه مىنويسد : « عنوان خان را ، كه همهء فرماندهان ( واليها و حكام ) استانها و شهرستانها و حتى روستاها دارا مىباشند مثل عنوان نجيب‌زاده در اروپا ، در خانواده‌ها ارثى است . ايرانيها خيلى به شجره‌نامهء عنوان خان اهميت قائلند و به قدمت آن افتخار مىكنند . » Reisen in der Tu ? rkei , Persien und Arabien , Wien I 792 . S . 245 عنوان خانى را گاهى هم سرپرست طايفه و قبيله‌اى - در صورتىكه به خاطر رشادت و دلاورى امتيازهايى براى طايفه يا قبيلهء خود به دست آورده بود ، از طرف قبيله يا طايفه كسب مىكرد . در دورهء قاجاريه عنوان خان جزو القاب رسمى شد ، كه با صدور فرمان كتبى شاه به كسى اعطاء مىشد . ( ابو الحسن بن محمد امين گلستانه ، مجمل التواريخ بعد نادريه ، به كوشش مهدى رضوى ، تهران 1344 ص 149 . ) ( 2 ) . امير گونه خان ايرلوى افشار يكى از بزرگان افشار بود و سردارى بود كه هميشه به نيرومندها مىپيوست . عليمردانخان بختيارى ، كه پس از مرگ نادر يكى از مدعيان سلطنت بود ، او را مأمور تسخير مازندران كرد . امير گونه خان پس از چندى خدمت محمد حسن خان قاجار ، مدعى ديگر سلطنت را پذيرفت و از طرف او حاكم اصفهان شد . و بعد به فتحعليخان پيوست ، كه او هم مدعى سلطنت بود . پس از شكست فتحعليخان از كريم خان زند در آذربايجان ، امير گونه خان افشار خدمت كريم خان را پذيرفت و يكى از سرداران او شد .